خاطرات نیایش

96/6/24

1396/6/24 20:59
نویسنده : مامان
18 بازدید
اشتراک گذاری
مامانی مهربون قربونت برم عسلی.قشنگم من از دست بابا به خاطر این که نیومد بریم از شما عکس بندازیم ناراحت بودم.بابا داشت از من عذرخواهی میکرد و دستم رو بوسید دیدم شما هم با اوت راه رفتن خاص خودت آروم آروم اومدی و دست من رو بوسیدی.قربونت برم عسلی.
پسندها (0)
شما اولین هوادار باشید!
نظرات (0) مشاهده جعبه ارسال نظر